|
معاونت پرورشي و تربيت بدني
|
اگر از حنجره عارفان و دهان موحدان، آوای آبی تسبيح و استغاثه بر می خاسته و در انتظار لبيک می گداخته است، حسین حنجره اش و دهانش و خونش خود تسبيح می شوند، پاسخ می گردند، لبيک می گويند، به آسمان می پاشند و بر زمين جاری می شوند. اگر پيش از او عابدان و موحدان خدا را به رکوع می ايستاده اند و کمر خم می کرده اند، او خم نمی کند که می شکند (الان انکسر ظهری). او همين قدر که از کعبه، عرفه را و ديدار خدا را به کربلا آمده است، توحيد را عينيت بخشيده است و عشق را تبلور و عرفان را اوج و سلوک را غايت.

حسين در جايگاهی از عشق ايستاده که خمس و زکات مادی اقناعش نمی کند ((حسنات الابرار سيئات المقربين)) او از مال چه دارد که بخواهد پنج يک آن را در راه خدا نثار کند؟ او فرزندان و خويشان و اصحابيش را در راه خدا بذل می کند.
